نویسنده :
hasti jojo - ساعت ٩:٢۳ ب.ظ روز پنجشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٧

چقدر صمیمانه نگاه پاک مرا خرید و چقدر نامهربانه آسمان آبی عشق را برایم تیره نمود.
میگفت با فانوسی از عشق کلبه ی تاریک دلت را روشن خواهم کرد.
از یاس های سپید محبت و صمیمیت سخنها داشت ولی اخر مرا در بیستون عشق آواره ساخت.
بارها به انگشتانم وعده ی حلقه ی عشق را داد ومن در رویاهای شیرین خود بر روی دریچه ای از صفا بر فراز موجهای پر تلاطم هوس به گفته های پر فریبش دل سپرده بودم.
او شخصیت مرا، زندگی مرا، جوانی مرا به بازی گرفت.
من ماندم و یک دنیا حسرت.
من ماندم و یک دنیا غربت و تنهایی.
من ماندم و دنیایی از پشیمانی.
سلام به تموم دوستای گلم.
این پست بر گرفته شده از کتاب دوستیها و عبرتها.
هیچ ربطی هم به خودم نداره.
پس لطفا دیگه اشتباه نکنید و منو نصیحت نکنید.
فدای همتون.
نویسنده :
hasti jojo - ساعت ٧:۱٥ ق.ظ روز جمعه ۱ آذر ۱۳۸٧
.
خیلی سخته که نباشه...
هیچ جایی برای آشتی...
بی وفا شه اون کسی که...
جونتو واسش گذاشتی...
خیلی سخته تو زمستون...
غم بشینه روی برفا...
میسوزونه گاهی قلبو...
زهر تلخ بعضی حرفا...
خیلی سخته توی پاییز...
با غریبی اشنا شی...
اما وقتی که بهار شد...
یه جوری ازش جدا شی...
خیلی سخته که ببینیش...
توی یک فصل طلایی...
کاش مجازات بدی داشت...
توی قانون بی وفایی...
نویسنده :
hasti jojo - ساعت ٢:٥٤ ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٧
انالله و انا الیه راجعون...
پرهام گلم میدونیم خیلی زود بود که از پیش ما رفتی...
ولی اینم میدونیم خواست خدا بوده...
برات دعا میکنیم .
میدونیم که لایق دعا کردن نیستیم..
پسر عموی عزیزم خیلی دوستتداریم...

رفتی از دیده و داغت به دل ماست هنوز...
هر کجا مینگریم روی توپیداست هنوز...
به چه سر گرم کنیم دیده و دل را که مدام...
دل تو را می طلبد دیده تو رو می جوید...

سلام دوستای گلم...
ببخشید این چند روز نبودم از کامنتای زیباتون ممنونم...
امیدوارم از خجالتتون در بیام...
نویسنده :
hasti jojo - ساعت ۸:٥۱ ب.ظ روز پنجشنبه ٢ آبان ۱۳۸٧

وقتی که دست عزیزت یه نوازشگر خوبه...
وقتی که طلوع چشمات دشمن هر چی غروبه...
وقتی که سایه ی اسمت روی لبهام خونه داره..
وقتی که زخم نفسهام بی تو مرحمی نداره...
تو بگو جز تو کسی هست که منو تنها نذاره...
کسی هست که اگه رفتی واسه من بشه ستاره...
راستی کی تو بر میگردی تا که بغض من بمیره...
کی میایی که مرغ شادی تو نگاهم پر بگیره...
یه تبسم از نگاهت واسه من تموم دنیاست...
وقتی چشماتو میبندی زندگی واسم معماست...
بیا که هرم نفسهات واسه من نفس بیاره...
بیا که گریه ی تلخم بشه لبخندی دوباره...
بیا تا اومدنت رو پر کنم از هجرت غم...
بیا تا دیگه نباشه اشکی رو گونه ی شبنم...
شعر تازه ای نمونده که برات هدیه بیارم...
اخه تا اومدن تو میتونم فقط ببارم...
*****************
* ILOVEYOU *
*****************
نویسنده :
hasti jojo - ساعت ٩:٥٥ ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳۸٧

وقتی توی لحظه هام عشق تو را کم میارم...
به دلم هزار و یک غم میارم...
توی چشمات خودمو گم میکنم...
اسمون دلمو نم میکنم....
پر بارون میشم از دیدن تو...
پر ارزو واسه چیدن تو...
گر چه داشتنت برام خیالیه...
بی تو اما زندگیم چه خالیه...

نویسنده :
hasti jojo - ساعت ٤:٢٥ ب.ظ روز پنجشنبه ٤ مهر ۱۳۸٧

میرسد روزی که بی من روزها را سر کنی...
میرسد روزی که مرگ عشق را باور کنی...
میرسد روزی که تنها در کنار عکس من...
نامه های کهنه را مو به مو از بر کنی...




نویسنده :
hasti jojo - ساعت ٦:۱٥ ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ شهریور ۱۳۸٧
گل من خبر نداری .....
گلدونت برات میمیره.....
اگه تو پژمرده باشی......
گلدونت دلش میگیره.....
نویسنده :
hasti jojo - ساعت ۱٠:٢٠ ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٧

هنوزم عکس تو اینجا روی طاقچه روبه رومه.
تو را داشتن، تو را خواستن، تو را دیدن ارزومه.
یادته وقتی که رفتی گفتی اروم زیر گوشم.
بی تو هیچ و بی توپوچم، دیگه عاشق که نمیشم.
بی خبر موندم و موندم تو نپرسی ز حالم.
دیدم و باورم اومد که در امید محالم.
به خیالت که زمونه بازیه دست من و توست.
همیشه گردش و گردون، با دل شکستن توست.
عاقبت می ریزه اشکاش چشمی که چشمی را گریوند.
نمی تونه که نلرزه دلی که دلی را لرزوند.
هنوزم عکس تو اینجا روی طاقچه روبه رومه.
تو را داشتن، تو را خواستن، تو را دیدن ارزومه.
تو نگاه تو رضایت با غروری عاشقونه.
من پر از عشق تو بودم دل تو پر از بهونه.
رفتی و من که نرفتم دل من عمری باهاته.
هر کجا باشی غریبه سایه ی من زیر پاته.
